1. در این روش دانشجو نقش پویا و به مطالعه علاقه وافری دارد و در پی این هستند که چطور پیشرفت کند.
2. آن تاکید میکند که انگیزه دانشجو منبع واقعی برای مطالعه است و همچنین نقش حیاتی را در برطرف ساختن مشکلات ایفا میکند. در نتیجه سعی و تلاشها در تدریس بر ایجاد انگیزه شناختی دانشجو معطوف میگردد.
3. قواعد اصلی طی پروسه آموزش اکتشافی ترکیبی از تعامل شناختی بین راهنمایی معلم و نقش دانشجو است.
4. آن ترکیب ماهیت علمی موضوع با منطق روان شناختی دانشجو را بیان میکند. ماهیت علمی موضوع بر سازماندهی محتوای تدریس تاکید میکند که مفاهیم و تئوریهای اساسی را مورد مطالعه قرار میدهد. دانشجو با مثال کل را یاد میگیرد نه بخشی از مطالب را.

1.1. نقش های دو گانه در آموزش اکتشافی :

یکی از ویژگی های منحصر بفرد این روش اینست که معلم و دانشجو دو نقش را ایفا میکنند. معلم بعنوان رهبر و سازماندهی کننده روند تدریس و یادگیری نخست بایست تخصص کافی و مهارتهای آموزش را دارا باشد. او نقش هدایت کننده و سرپرست را ایفا میکند. او میبایست دانشجو را طوری راهنمایی کند تا او بطور فعالانه و پویا عمل و نگرش کسب کند و دانش و مهارتهای ضروری را گسترش دهد. در نتیجه نقش و عملکرد معلم اهمیت بسیار والایی دارد بویژه هنگام راهنمایی دانشجو در ابتدای کار. دانشجو در این روش نقش حیاتی دارد.

نقش دانشجو از دو بعد قابل ذکر است :

نخست ، مطالعه مواد درسی
دوم ، نقش باالقوه او با انگیزه دادن به خود تقویت میشود.

در این میان تجربه و دانش فعلی ، ساختار شناختی دانشجو در روند فراگیری او تاثیر بسزایی دارد. دانشجو برخی اوقات غیر پویا و وابسته است و تنها یک فرد باالقوه است. او از یک سو باید تشویق شود تا عملکردش ترفیع یابد و نیز کیفیت آموزش بهتر گردد و از سوی دیگر باید پیوسته در طول آموزش و فراگیری زیر نظر معلم باشد. بدین رو نقش هر دو پررنگتر میشود.

در این روش مسئله اساسی اینست که چطور نقش معلم و دانشجو در هم ادغام میشود. معلم عملکرد دانشجو را زیر نظر دارد تا راححتر در یک روش پویا کسب علم کند. در اینجا دانشجو زمام امور را به دست میگیرد و معلم نباید مانع اظهار نظر او شود. نقش دو طرف یکسان است ( رکاب در رکاب هم پیش میروند). در نتیجه همکاری و تعامل بین معلم و دانشجو پروسه یادگیری و آموزش را مطلوب می سازد.